یسنا                                                                                             یسنا ، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره

یسنا گلی

بی نهایت دوستت دارم

1391/6/4 10:39
نویسنده : مامانی
1,840 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامانتدي خرسه و ني ني شكلك

خیلی وقته که نیومدم و واست ننوشتم عروسکممممممBlush1 ببخش عزیزم.آخه یه مدت که ماه رمضان بود و

منم روزه بودم و اصلا حس و حال نوشتن نداشتم2 28 و در ضمن پروژه از پوشک گرفتنت هم بود و باید

همش حواسم بهت بود تا یه وقت دسته گل آب ندی2 27 و بعدش هم دیگه تنبل شده بودم و اصلا حوصله

نت اومدن نداشتم تا امروز.که عزمم را جزم کردم تا یه یه چند خطی واست بنویسم و از این مدت بگم واست2 32

روز 21 مرداد طبق قولی به دکتر داده بودم بردمت آزمایش ادرار تا چک شی.بر خلاف انتظارم خیلی خوب همکاری کردی و به راحتی ازت نمونه گرفتم و با باباجونی بردیم آزمایشگاهEyvallaو طبق معمول که بعد بیرون

رفتن با باباجونی اینا مثل چسبونک میچسبی بهشون و خونه نمیای اونروز هم خونه نیومدی و رفتیم اونجا و کلی بهت خوش گذشت و بازی کردی.

ني ني شكلك

 

روز دوشنبه جواب آزمایشتو بابایی رفت و گرفت و وقتی من دیدم خشکم زد.عفونتت منفی بود اما یه چیزای

دیگه ی تو آزمایشت مثبت که اولین چیزی که به ذهنم رسید با دیدنشون این بود که سنگ کلیه گرفتی و این مشکل از این به بعد یه عمر باهاته.Geryeاونروز تمام مدت گریه کردم و شبش هم رفتیم خونه بابا جونی اینا و تا چشمم بهشون افتاد اشکام ریختنCry1وقتی گفتم چی شده.مامان جونی و باباجونی همش میگفتن

هیچوقت خودت تفسیر نکن صبر کن بعد دکتر رفتن اونوقت اگه همین بود که میگی ناراحت شو.همینطور میگفتن که تازه اگه هم باشه درمان داره و حل میشه2 15.اما مگه این حرفا آرومم میکرد.حتی فکرش هم

آزارام میداد و دیوونم میکرد.تحمل مریض بودنتو نداشتم و ندارم.اونشب خاله ها و بابا علی همش سر به سرم

میزاشتن و میخندیدن.تو دلم  همش میگفتم ، ببین چه بی خیالن.اصلا واسشون مهم نیست.بی معرفتا2 36

اما بعد فهمیدم که همشون ناراحت بودن و فقط واسه از فکر در آوردن من اینکارو میکردن.مثلا خاله عاطی

اونشب از شدت ناراحتی باز سردرد شده بود و کلی حالش بد شده بود بعد رفتن ما.یا بابایی بیچاره همش داشته به این مساله فکر میکرده و تحقیق میکرده واسه راههای درمانش

عصر روز بعد اول وقت از دکترت نوبت گرفتم و با کلی ناراحتی با مامان جونی اینا و خاله عاطی رفتیم دکتر.ني ني شكلكوقتی رفتیم پیش دکترت و آزمایشو نشونش دادیمممممم هنوز من هیچی نگفته بودم

گفت بلهههههههههه عفونت داره!!!!!!! از تعجب نزدیک بود شاخ در بیارم2 20 آخه تو آزمایشت زده بود کریستال کلسیم اگزالات و تو ادرارت مقدار خیلی خیلی کم پروتیین بود و من میگفتم که حتما سنگ کلیه است.2 03

با حرفای دکتر مامان جونی که تازه معلوم شده بود که چقدر ناراحت بوده یه نفس راحت کشید و به دکتر گفت این بنده خدا کارش شده از دیروز گریه کردن که وای خدا بچه ام سنگ کلیه داره و فلانهیه عالمه هم

ماهارو نگران کرده.دکتر هم که بر خلاف همیشه اون روز کلی خوش اخلاق بود گفت واسه سنگ گریه نکن

چون نیست اما اگه خیلی دلت میخواد گریه کنی واسه عفونتش گریه کن که اگه من اصرار نمیکردم تو آزمایش نمیبردیش و این عفونت تو بدنش موندگار میشدBlush1 اون لحظه نمیدونستم که باید خوشحال باشم یا

ناراحت.اما بیشتر خوشحال بودم چون عفونت به راحتی و با یه دوره دارو خوردن درمان میشد و مشکل برطرف

میشد.خیالم راحت شد و از دکتر پرسیدم:پس این کلسیم اگزالات چیه که نوشته به مقدرا کم هستش؟؟؟؟

گفت اینا کریستالن و رسوب نکردن و از نشانه های عفونت هستن ولی اگه عفونت درمان نشه رسوب میکنن و سنگ میشنFek Konam.یه نفس راحت کشیدم و کلی خداروشکر کردم و واسه دکتر دعای خیر که اینهمه پیگیره و دلسوز.2 04

دکتر هم یه دوره دو ماهه واست آموکسی نوشت که هر شب 2.5 سی سی باید بخوری و بعدش باز ببرمت

آزمایش تا مطمئن شیم که عفونت کاملا تموم شده و بعد اون هر 6 ماه یک بار واسه چک کردن آزمایش بری.

2 28.اونروز فقط خدا میدونست چقدر خوشحال بودم که سنگ کلیه نداری و یه بیماری همیشگی به

سراغت نیومده.2 16

راستی اونروز هم مثل همیشه که میبردمت بیرون پوشکت کردم و دکتر وقتی فهمید هنوز پوشکت میکنم

وقتی بیرون میام گفت دیگه اینکارو نکن.مطمئن باش خیس نمیکنه.بهش اعتماد کن.منم گفتم چشم.و دیگه

واسه بیرون رفتن هم پوشکت نکردم و دیدم که حرف دکتر درسته و تو دیگه واسه خودت خانومی شدی و

ج.ی.ش.تو نگه میداری تا برسی به دستشویی.حتی اگه تو خیابون باشیم و تا دستشویی رفتن زیاد فاصله داشته باشم.2 32آفرین عسلممممممممممممBaghal

راستی نگفتم که کنار گذاشتن پوشکت هم کلا تموم شده و همیشه میری دستشویی.فقط تنها مشکلت

اینه که تا نهایت تحملت صبر میکنی و نمیری که این هم کار همه بچه ها تو این سن و ساله و طبیعیه.2 25.

عید فطر هم طبق معمول همه رفتیم جوپار خونه آقابابا.البته صبح با باباجونی اینا نماز عید را تو حرم شاهزاده

حسین خوندیم و تو هم مثل ننه نقلی با چادرت کلی دلبری کردی اونجا.الهی من فدات شم که با  ما نماز

 هم خوندی57021_LaieA_009.gif.اونروز همه خونه آقابابا جمع بودیم و تو کلی خوش گذروندی با پویا کوچولو و زهرا کوچولو.

عکس هم گرفتیم ازتون که بعدا میزارم واستHeee  سر شب هم با عمه مهدیه اینا و خاله هات و خاله فاطمه رفتیم مجموعه تفریحی و باغ پرندگان فلامینگوخیلی با حال بود و خوش گذشت و تو با دیدن هر کدوم از اون پرنده ها کلی ذوق میکردی و یه عالمه هم در بارشون توضیح میدادی قربونت برم2 06  بعد از

بیرون اومدن از قسمت پرنده ها عمو مسعود و بابایی رفتن واسمون بستنی گرفتن که خیلی خوشمزه بود.دستشون درد نکنهFlowerysmile و عمو مسعود از مسئول اونجا خواست که رقص آب را هم روشن کنن که بعد

چند دقیقه اینکارو کردن.خیلی جالب و دیدنی بود.یه حوض با یه عالمه فواره با شکل ها و مدلهای مختلف که با

ریتم آهنگی که پخش میشد هماهنگ بودن و تو حرکت آب فواره ها کامل رعایت نت های آهنگ و ریتم معلوم

بود.واقعا دیدنی بود.تقریبا همه اونایی که تو اون مجموعه بودن از بزرگ و کوچیک جمع شده بودن اونجا و چشم از این رقص آب بر نمیداشتن.Eyvalla

روز بعد هم صبح زود رفتیم خونه خاله ژیلا اینا و ظهر  باباجونی اینا هم اومدن اونجا. اونروز تو با حوریه تا عصر بازی کردین و خیلی بهتون خوش گذشت

شب هم همگی با هم رفتیم پارک مطهری و اول رفتیم کباب خوردیم و بعدش هم رفتیم تو قسمت اسباب بازی

ها و کلی سرسره بازی کردین و در آخر هم رفتین استخر توپ که اونجا خیلی خیلی بهت خوش گذشت با حوریه و حاضر نبودی دیگه بیرون بیای و با کلی داد و بیداد و گریه آوردیمت بیرونCry1و رفتیم خونه و تو از خستگی زود خوابت برد

عصر چهارشنبه هم با بابایی و خاله عاطی رفتیم فروشگاه رفاه خرید کردیم.تو یه خورده کمک ما سبد خرید را

هل میدادی( آخه عاشق اینکاری) و تا حواسمون ازت پرت میشد ، هر چی که دم دستت بود را برمیداشتی و

میزاشتی تو سبد و ما باید میزاشتیم سر جاش.خلاصه کلی شیطونی کردی و بهت خوش گذشت.

. بعد اونجا هم رفتیم لوازم آرایشی صدف تا واسه تولد عمه سیما که سوم شهریور بود عطر  هدیه بگیریم.

پنجشنبه شب هم رفتیم خونه باباجون اینا تولد عمه سیما.تو خوشمل خانوم رفتی و هدیه عمه را دادی و

گفتی عمه تولدت مبارک

و زود نشستی و خودت کادوشو باز کردی و از تو جعبه هم عطر در آوردی و بر خلاف همیشه که نمیتونستی

فشار بدی تا به قول پیس بزنی یه عالمه فشار دادی سرشو و چه همه از عطر را روی دستات خالی کردی. 

 یسنا جونم این هم خلاصه ای از کارها و شیطونی های این مدت که واست ننوشتم عسیسمممممممم.

قشنگ من امیدوارم همیشه در پناه خدا سالم و سرحال باشی و تو همه کارهات موفق.

دوستت دارممممممم جیگملمني ني شكلك

               

                           ني ني شكلك

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (15)

الهه مامان یسنا
4 شهریور 91 11:33
سلام. دلم تنگ شده بود واسه این وروجک کاش عکس جدید هم ازش میذاشتی.خدا روشکر که مشکلش خیلی حاد نیست. نگرانم کردی باید یسنا رو ببرم واسه آزمایش.آخه تا حالا آزمایش نداده


سلام.عزیزم همونطور که میدونین یسنا از عکس گرفتن فراریه.اما چشم سعی میکنم عکس جدید بزارم .به زودییییییی.
دکتر یسنا میگه واسه دخمل کوچولوها بهتره که هر 6 ماه یک بار چک شن.نگران نباش انشاالله که یسنا جون هیچیش نیست.اما آزمایش ضرر نداره


Windysmith
4 شهریور 91 15:51
عزيزم خيلي قشنگ مينويسي. خوشحالم كه يسنا جون سنگ كليه نداره. راستي خصوصي داري عزيزم


ممنون عزیزم.
دوستت داریمممممممممم
مامان محمد و ساقی
5 شهریور 91 12:46
سلام عزیزم.کلی ما رو نگران کردی.خدا رو شکر که چیزی نبود.
میدونی ساقی هم زمانی که داشت دستشویی رو یاد می گرفت خیلی خودش رو نگه میداشت.بعد هم عفونت گرفت که با دارو حل شد.نزار خودشو نگه داره.
تول عمه جون هم مبارک باشه
ایشا... همیشه خوش باشین
راستی چند روز پیش اونجا زلزله اومده بود از اخبار شنیدم.می خواستم بیام وبت فراموشم میشد.
دوستون دارم.

سلام عزیزم.ممنون که اینهمه لطف داری به ما مینا جون.
ما که نفهمیدیم زلزله را.من از شما شنیدم.
بوسسسسسسسسسس .دوستتون داریم یه عالمه

ابو الفضل و زینب
7 شهریور 91 11:29
عززززززززززززززززززززززززززززززززیزم شما چه نازی.....بوووووووووووووووووووووووووووووووس
راستی سلام مامانی وب قشنگی دارین به وب ما هم سر بزنید....
با تبادل لینک موافقید؟
اگه موافقید لطفا وقتی اومدین وبمون آدرس وبتون رو هم بزارین چون خیلی ها نمی زارن.....
مررررررررررررررررررررررررررررررررررررررسی
راستی میتونم بپرسم عکسهای بالا رو چطور درست کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بازم مرررررررررررررررررررررررررررررررررسی

سلام.ممنون خاله جونم.چشاتون قشنگ میبینه.
حتما سر میزنم بهتون.
با کمال میل هم لینکتون کردم.
بوسسسسسسسسس

الهه مامان یسنا
7 شهریور 91 17:01
خدایا از این همه وجه اشتراک متعجب میشم من.
بابا دوست جونم !!!!بابا کتابدار!!!! دیگه واجب شد یه برنامه بذاریم و هم رو ببینیم. نمیای طرف ما؟؟؟ اصفهان یا اراک؟؟؟

منم همینطور عزیزم!!!!!!!
خیلی خوشحال میشم ببینمتون.
فعلا که از سفر خبری نیست.بخاطر شرایط کاری بابای یسنا
نایسل
10 شهریور 91 18:00
خداروشکر سنگ کلیه نداره خیلی خوشحال شدم فدات شمممممدکتر هم راست گفته بهش اعتماد کننن
تولد عمه خانومممم هم مبارککک


ممنون الناز جون.
اعتماد کردم عالی هم جواب داد.
ممنون.بوسسسسسسسسسسسس
ابو الفضل و زینب
11 شهریور 91 17:27
سلام منم لینکتون کردم
راستی از راهنماییتون ممنونم


سلام.ممنون عزیزم.
خواهش میکنم.بوسسسسسسس
مامان هوراد
16 شهریور 91 8:57
سلام وبلاگ زیبایی دارید پسر خوش تیپی هم دارید من عاشق پست ثابتتون هستم خیلی با مزه و خلاق است


سلام.ممنون عزیزم.
اما یسنا جونم دخمله نه پسررررررررررر.
مامان ساینا
16 شهریور 91 10:28
سلام به خوشگل خاله.
خدا رو شکر که چیزی نیست عزیز دلم.
تولد عمه جونم مبارک.
انشاله همیشه خوب و خوش باشی.


سلام خاله جونم.
ممنون خاله جون.
دوستتون دارممممممممممممممممممم.بوسسسسسسسس
ilijoon
18 شهریور 91 1:15
خدا رو شكر تشخيص ماماني اشتباه بوده


واقعا خدارو شکرررررر.از دست مامانی مامانی با این تشخیص هاش!!!!!!!!!!
ilijoon
18 شهریور 91 1:16
ايليا تو مسابقه روياي زيبا شركت كرده خوشحال ميشم بياييد وبه ايليا شماره 7راي بديد آدرس سايتش رو تو وب ايليا گذاشتم


چشم عزیزم
مامان مارال فرفری
18 شهریور 91 15:50
سلام ممنون میشم به مار ال تو مسابقه رویای یبا با کد36و نی نی با حجاب در کودک من با شماره 4 رای بدی ممنون از لطفتون
ilijoon
18 شهریور 91 17:17
ايليا در مسابقه روياي زيبا شركت كرده خوشحال ميشم بياييد وبه ايليا راي بديد آدرس مسابقه هم تو وبمون هست ايليا شماره 7
سمانه مامان پارسا جون
18 شهریور 91 18:21
خدا رو شکر خانومی
یسنا گلی رو ببوس



ممنون عزیزممم.
بوس واسه خاله سمانه و پارسا جونممممممممممم
مامان آرشیدا قند عسل
28 شهریور 91 8:54
امان از این مامانها که هنوز هیچی نشده اشکاشون دم مشکشونه خدا رو شکر که چیزیش نیست ولی من یه کم وحشت زده شدم برم واسه آرشیدا آزمایش بدم.


آره خاله امان از دست ما مامانا.
وحشت زده واسه چی عزیزم؟ چکاپ بشه بهتره.اما انشاالله هیچی نیست و مشکلی نداره
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به یسنا گلی می باشد